تبليغاتX
روزهای روناک




















روزهای روناک

می نویسم از روزهای زندگیم

در چشم باد رو دوست دارم.کاملا مشخصه کارگردان برا فیلم وقت گذاشته و سر هم بندی نکرده.

مثل یو.زار.سیف.واقعا داستان قرآن به اون قشنگی رو افتضاح ساخته بود من نمی دونم ده سال چی کار می کرده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

.....

برنامه ماه عسل رو میبینین؟من پارسال چند قسمتشو دیدم.سوژه اش خوبه ولی من از مجریش خیلی بدم میاد.عین فر.زا.د حسنی تو کو.له پشتی.

جالبه با اینکه این همه ادعای فضل می کنه چیز زیادی هم بارش نیست.من وقتی سید زهر.ا حسینی(نویسنده دا رو آورد اینو فهمیدم)

یعنی مشخص بود کتاب رو اصلا نخونده و فقط یه سرچ سرسری تو اینترنت

(که خودشم گفت یه بخش هائیشو خوندم!!!!!! در حالی که روند خاطرات طوری نیست که بخواد جسته گریخته خونده میشه و گرنه که  قاطی میشه همه چی)

دیروز که تی وی رو روشن کردم دیدم مهمونشون یه خانومه که از پشت دیده می شد و یه ویلچر کنارش بود یه لحظه گفتم شاید ویولته! البته خانومه خیلی چاق بودا!

هیچی معلوم شد این خانومه یال 60 در حالی که 24 سالش بوده و یه دو تا دختر یکی 7 ساله و یکی 11 ماهه داشته تو راه شمال وقتی با خانواده اش و خواهر و برادراش میرفتن برای سفر توی یه حادثه وحشتناک در حالی که به قول خودش پدر بچه ها!!!!!!!!! راننده بوده تصادف می کنه و تو بیهوشی و گیجی از خدا می خواد هیچ کس طوریش نشه جز خود اون!!!!!!!!!

بعد هم قطع نخاع و زمینگیری و ....

اونم خیلی بدجور طوری که همه اعضا تغییر فرم می دن و حتی نمی تونسته یه خودکار تو دستش نگه داره

خوب تصویری که تو تی وی بود یه خانومی بود که به نظر میومد فقط نمی تونه راه بره.منم فکر کردم قراره در مورد نزدیکی این خانوم به خدا و روند بهبودیش حرف زده بشه.

اما نههههههههههههههههههههههههههه!

قضیه چیز دیگه بود .خانوم دو سال بعد از حادثه در حالی که از عشق سوزان و خودش و پدر بچه ها می گفت یه روز صبح بیدار میشه و میره واسه پدر بچه ها زن میگیره!!!!!!!!!!!!!!!

به قول خودش مادر بچه ها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خوب من اصلا نفهمیدم این خانوم به چه مناسبت اومد به این برنامه!

اینکه بری واسه شوهرت زن بگیری چون به قول خودت نمی تونستی وقتی شوهرت در میزنه بدویی بری دم در!!!!!!!!

من که درک نمی کنم .اون عشقی که می گفت و این کارا و حرفا..........

نمی دونم .اینکه بری یه زن دیگه رو بیاری تو حریم زندگیت احسنت و باریکلا داره؟؟؟؟؟؟؟؟ اما فقط فکر کنید یک صدم این ماجرا رو یه مرد مرتکب می شد.

یعنی اعدام لازم بود و بی غیرت و هزار تا فحش دیگه!!

البته که این مردی که من میگم رو شما فقط تصور می کنید چون وجود خارجی نداره.

اما یه چیزی هم بگم.اینکه مردا اینقدر رو قضایا حساسن و چه میدونم ناموس و باقی قضایا.از نظر من اصلا ریشه درونی نداره.

چون از بچگی تو کله شون کرده و البته کله ما اینطوری فکر می کنن.این طوری فکر می کنن که اگه زبونم لال سر و سری رو بین زنشون با یه غربیه متو جه شن ولو در حد یه مکالمه تلفنی خون هر دو طرف مباحه!

وگرنه زنا از لحاظ احساسی خیلی وابسته ترن.از نظر عاطفی تو همچین قضایائی یه زن خیلی بیشتر خرد میشه و می شکنه تا مرد.

باور کنید اگه این قضیه DNA و ....اینا 1400 سال پیش کشف شده بود و الان مثلا زن ها هم می تونستن 4 تا عقدی و n تا صیغه!!!!!!!!!!!!!!!!داشته باشن مردا خیلی کمتر از زن ها رو این ماجرا ها حساسیت به خرج می دادن و در آخر هم بگم که کلا از نظر من وقتی یه زندگی به اینجاها میرسه چه از طرف زن یا مرد فاتحه اون زندگی خونده است حالا اینکه طرفین به هر دلیلی ادامه بدن یه بحث جداست.

کیه که دوست داشته باشه تحمل کنه همچین فلاکتی رو اما ما که از دل آدما خبر نداریم...........

و در آخر هم بگم هر گونه اخبار مبنی بر اینکه هوو سرم  اومده رو تکذیب می کنم شدید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


نوشته شده در شنبه 14 شهریور1388ساعت 16:53 توسط روناک| |

سلام

با روناک هستید با گزارش لحظه به لحظه ی جلسه را.ی اعتما.د.

تا اینجا فهمیدم که وزریر روفوزه هم داشتیم (آیکون آخ جون)

من که می گم تو روفوزه ها وزیر را.ه هست (آخه یکی از مخالفا خیلییییییییییی ضایع اش کرد) دو تا ازون خانوما آموزش پرورش و رفا.ه  هم حتما هستن تازه بهداشت رو هم شک دارم رای بیاره (ندیدم معارفه ی اونو) و امیدوارم کامر.ان دا.نشجو هم جز مردودی ها باشه چون هیچ اعصابشو ندارم!!!!!!!!

حالا الان اعلام میشه می فهمین من چه خوب پیش بینی می کنم

بلهههههههههههههههههه خانوم آ.موزش پر.ورش با دویست و خورده ای مخالف رد شد!!!!!!!!!!!!!!!!

و.زیر بهداشت رای آورد اولین خانوم وزیرررررررررر(وزیر نورا اینا!)

و.زیر دفاع هم رای آورد و بعد هم مراسم لوسانه ی ........ (نمی گم )

وز.یر راه رای آورد .

بله خانوم رفا.ه هم مردود .دیدید گفتم.

نههههههههههههه کامی اومد من تحمل ندارم(آیکون روناک گیس هایش را می کند)

دیگه بقیه هم معلومه میارن

من برم افسرده شدم.

می گم جای کامر.ان نجف. زا.ده خیلی تو کا.بینه خالی بود.نه؟

حالا باید فقط این دو تا خواهرو غصه دار می فرستادن خونه؟

ااااااااااااااااااااا وزیر نیرو هم رد شد!!!!!!!!!!!

در آخرین لحظات

خب من برم خدافظ

خیلی کار دارم

اونجا هم دارن میزنن تو سر و کله ی هم گویا تعداد را.ی ها با مجموع نمی خونه!!!!!!!!

موقع رای گیری اولش میکروفون ها روشن بود.یه سوتی هائی میدادن ولی من دیگه نمی گم اینجا خطرناکه !

الان کلی کار دارم...لباس اتو کنم....غذا واسه سحر ...خونه تمیز کنم ....تازه شبم مهمونیم ..می خوام موهامو زیبا کنم.....





نوشته شده در پنجشنبه 12 شهریور1388ساعت 12:47 توسط روناک| |

سلامممممممممممممم.

من بالاخره اومدم.امروز بعد 1000 سال اومدم دفتر سهند و یه سامونی به این وبلاگا دادم.آدرس و رمز رو برای هر کسی که خواسته بود میل زدم و  بالاخرا از شرمندگیشون درومدم.

کلی هم این ور اونور کامنت گذاشتم و ابراز وجود کردم!

راستی دیدن بلاگفا هم خصوصی گذاشته....اون همه من صبر کردم .....

هر چند من کلا از خصوصی نوشتن خوشم نمی یاد!!!!!!!!

حالا شاید برگشتم همین جا! اگه  اینجا  هم بیام پسوردم همونه..

این چند روز همش به دیدن جلسات مجل.س گذشت. خیلی حرف دارم ولی حیف که نمی شه گفت......

الان هم واسه افطار هیچی نداریم .تازه من مثلا اومده بودم یه سری جزوه دانلود کنم!!!!!!!!!! تا الان که به کارهای وبلاگی رسیدم فقط....

افطار چی بخوریم به نظرتون؟ سحری چی؟

ای خداااااااااااا...آش و ...نمی خوام ..یعنی آش رشته می خوام کاش پیدا کنیم....اینجا بیشتر شله قلم کار هست و  حلیم بادمجون که من دو تاشو تازه خوردم.

امروز عکس یه دوست وبلاگی رو دیدم یعنی باید خیلی وقت پیش میدیدم.چون تقریبا یک سال و نیمه دوستیم ولی به خاطر روابط عمومیه بالای من!!!!!!! این قد طول کشید ...

 بی تعارف می گم خیلیییییییییی ناز بود.


نوشته شده در چهارشنبه 11 شهریور1388ساعت 15:33 توسط روناک| |

کسی می دونه چرا وقتی می خوام یاهو رو باز کنم یه سایت دیگه باز میشه برام؟

برای شما هم همین طوره؟

نوشته شده در سه شنبه 20 مرداد1388ساعت 12:12 توسط روناک| |

ای دی اس ال محل کار جدید سهند وصل شد.

احتمالا همین روزا میرم دفترش و از خجالت همه دوستائی که ایمیل گذاشته بودن در میام.

.........

همیشه فکر می کردم تک رقمی های کنکور به یه منابع خاص و یافت نشدنی دسترسی دارن با یه مشاور های افسانه ای که می دونن تو قرنطینه ی سنجش چه خبره و طراحای سوال کیا هستن و امسال چه تستی مده!!!!!!!!!

فکر نمی کردم اونا یه  ماه آخر کنکور رو تو تب و تاب انتخابات بگذرونن و بعد از اعلام نتایج اشک بریزن و  شبا نه روز تو سایت ها بچرخن و دست آخر مشاورشون یکی مثل من باشه!!!!!!!!!!!!!!!!!


نوشته شده در یکشنبه 18 مرداد1388ساعت 9:9 توسط روناک| |

شام درست می کنم و بی.ست و .سی میبینم

و

اشک می ریزم

و

اشک می ریزم

و

واشک می ریزم

.

خدایا کجای دنیا وایسادایم؟

نوشته شده در شنبه 10 مرداد1388ساعت 21:6 توسط روناک| |

میگم این غذا درست کردن هم عجب دردسریه ها!

غذای امروزمون از دلمه بادمجون و فلفل و گوجه با اون ابهت به سوسیس بندری تنزل پیدا کرد.البته مقصر اصلی سهنده که سبزی نمی خره!

..................

در راستای تمیز کردن خونه دیروز حموم دستشوئی تمیز شد امروز ایشالا اتاقا و هال و فردا هم آشپزخونه!

نه که خونمون خیلی بزرگه واسه همون.

اینجوری که من حساب کردم باید از شب یلدا خونه تکونیمو شروع کنم که واسه سیزده بدر به یه جاهائی برسم!

...................

دیروز زنگ زدم به دوستم .اینقد دلم گرفت.کاش امتحان عملیمو داده بودم.حس این زن چاقا بهم دست داد که هی ترشی مربا درست می کنن!

تنها افتخارم این بود که علی رغم ازدواجم لاغر شدم.

....................

سهند در راستای خوشحال کردنم یه خط چشم مایع برام گرفته اونم نه ماژیکی از این قلم موئی ها!

منم با اینکه آرشیتکتم و دستم قویییییییییییی!!!!!!!!!!! اما نمی دونم چرا عوض اینکه رو پلکم بکشم یا تو چشمم می زدم یا رو مژه هام آخه همیشه مداد می کشم.اینم می خواستم واسه مجالس خاص!

کسی روشی بلد نیست فوری جواب بده؟صاف و خوشگل؟


نوشته شده در سه شنبه 6 مرداد1388ساعت 9:38 توسط روناک| |

من یه پست جدید تو پرشین زدم اما وقتی صفحه وبلاگ باز میشه واسه من نشون نمیده.

از منوی مدیریت که وارد میشم هست و دو تا کامنت هم داره.

تو تنظیمات تعداد پست ها در صفحه آخر ده تاست و بر طبق آخرین به روز رسانی مرتب می کنه اما نمی دونم چرا واسم نشون نمیده.

لطفا دوستائی که آدرسمو دارن یه نگاه بندازن و خبرشو بهم بدن و اینکه باید چی کار کنم.

به نظرم کار کردن با بلاگفا راحت تر بود.

مهرناز جان شما که کامنت گذاشتی حتما پست رو دیدی دیگه؟

نوشته شده در یکشنبه 4 مرداد1388ساعت 11:8 توسط روناک| |

وب جدیدم راه افتاد.

واسه همه اونائی که آدرس گذاشته بودن کامنت خصوصی گذاشتم.اما با اینترنت خونه نمی تونم میل بفرستم.

باید بذارم واسه وقتی که برم دفتر سهند.

در اولین فرصت براوتن میل می زنم.

نوشته شده در یکشنبه 4 مرداد1388ساعت 9:17 توسط روناک| |

من قراره بر.م .پرش.ین. بلا.گ رو میگم.

نمی دونم چرا تو پست قبل نتونستم منظورمو درست برسونم.اینجا روهم نگه می دارم واسه موضوعاتی که کمتر شخصی هستند.

اگه می بینید هنوز آدرس ندادم واسه اینکه هنوز مطلبی ننوشتم و پسوردی ندارم!

بهمون ADSLkld ندادن هنوز خط ها مشکل داره و ....

منم در گیر مهمونداریم شدیدددد

شب ها از خستگی نمی تونم بخوابم.شایدم واسه اینه که من عادت ندارم و واسه هر کاری سه برابر نیازش انرژی میذارم

مرسی که به یادم هستین

در اولین فرصت واسه همه کسانی که خواستن آدر.س جد.یدمو میذارم

نوشته شده در یکشنبه 28 تیر1388ساعت 17:34 توسط روناک| |


Design By : Night Skin